یکی از مسائلی که در بحث با مسیحیان اغلب مطرح می شود این است که قوم اسرائیل در زمان حضرت عیسی (ع) منتظر دو پیامبر موعود بودند که در انجیل یوحنا باب های یک و هفت به آنها اشاره شده است. در واقع آنها حضرت عیسی و حضرت محمد (ص) بودند. مسیحیان معمولا این موضوع را انکار می کنند، ولی جالب است که در زمان ماهم کلیمیان منتظر ظهور دو مسیح هستند که آنها را مسیح پسر داود و مسیح پسر یوسف می نامند. مسیح بن یوسف قبل از پسر داود می آید و ضمن جنگ با دشمنان، زمینه را برای او آماده می نماید و خودش شهید می شود. شاید خیلی از ایرانی ها چیزی در مورد عقیده ی کلیمیان به دو مسیح موعود نمی دانند. برای روشن شدن این موضوع، تصمیم گرفتم مقاله ای را از یک سایت کلیمی روسی برایتان ترجمه کنم که ملاحظه می کنید :

Машиах из рода Давида и Машиах из рода Йосефа

 22.10.2017 | Автор материала: Рав Моше Шапиро

مسیحی از خاندان داود و مسیحی از خاندان یوسف

نویسنده : ربّی موشه شاپیرو

1- در تورات قوم عبرانی با چند اسم نامیده شده. عناوین اصلی او به اسامی جدش یعقوب مربوط هستند : خاندان یعقوب ، اسرائیل و بنی اسرائیل. اما دو اسم دیگر هم هست. یکی از آنها "یوسف" است، همانطور که نوشته شده : "رهبر توجه داشته باش به یوسف، همچون یک گله ی گوسفند." (مزامیر داود، 80:2) رَشی (مخفف عبارت : استاد ما اشلومو پسر اسحاق) توضیح می دهد: "تمام قوم اسرائیل در اینجا به نام یوسف نامیده شده است که در سالهای قحطی تمام قبایل اسرائیل را تغذیه و پشتیبانی می کرد." همچنین پیامبری نوشته است : "شاید خداوند، پروردگارلشکرها، بقایای یوسف را رحمت کند." (کتاب آموس نبی، 5:15) در اینجا هم منظور، عبرانیان ازهمه اسباط هستند.

علاوه بر این عبرانیان به نام "یهودا" هم نامیده شده اند، مثلا در خیلی از جاهای "کتاب استر" و همینطور منابع متاخرتر.

2- چرا قوم اسرائیل را فقط با اسامی این دو نفر از دوازده پسر یعقوب می نامند ؟

هم یهودا و هم یوسف "پادشاه" بودند. یوسف پادشاه شد، حاکم برتر مصر، و یهودا بعنوان یک رهبر و "پادشاه" برادران خود شناخته شد. بعدها از نسل یهودا یعنی از داود، خاندان سلطنت شروع شد. وقتی هم که پس از مرگ اشلومو (سلیمان) پادشاهی او به دو بخش تقسیم شد، نیمه ی شمالی را پادشاهی از سبط افرایم پسر یوسف رهبری کرد.

عالم برجسته ی بخش های مخفی تورات، ربی یشایا هورویتز توضیح می دهد که رمز فروش یوسف با این "سلطنت دوگانه" در آینده، مرتبط است. برادران می دانستند که در آینده شخصی از خاندان یهودا باید شاه فرزندان آنها شود. اما آنها هنوز نقش یوسف را نمی فهمیدند. به نظرشان می آمد که این جوان، که در خواب هایش خود را شاه آنها دیده، برضد سلطنت یهودا قیام می کند. او را به عنوان یک شورشی به اعدام محکوم کردند، اما سپس با پیروی از نصیحت خود یهودا، او را بعنوان برده به تجاری که عبور می کردند فروختند. اگرچه برادران به نام خدا اقدام کردند، ولی بهرحال با تصمیم آنها، مقدار کمی حسادت به فضیلت های والای یوسف، که او را از آنها متمایزمی کرد، آمیخته شد. اگر این حسادت نبود، آنها با عشق، سلطنت یوسف را می پذیرفتند و در آن صورت همه ی اسباط متحد می شدند تا باهم خالق را عبادت کنند.  فروش یوسف توسط برادران بذر جدایی را افشاند و پس از سالها جوانه زد و کشور به پادشاهی خاندان داوود و پادشاهی یوسف و پسرش افرایم تقسیم شد.

حکمای تلمود بر ارتباط وقایع تأکید می کنند: "در اشحم (نابلس)، برادران یوسف را به بردگی فروختند و دراشحم پادشاهی داود تقسیم شد." (سنهدرین ، 102-آ ، دادگاه و شورای عالی یهودیان)

3- نجات نهایی قوم اسرائیل فقط پس از آنکه این دو "سلطنت" دوباره متحد شوند، فرا می رسد.

کلام خدا توسط حزقیال نبی بیان شده است: " اینک من عصای یوسف را می گیرم ... و آن را بر روی عصای یهودا قرار می دهم  و آنها را یک عصا خواهم ساخت  و آنها در دست من تبدیل به یک عصا می شوند. ... بنابراین من فرزندان اسرائیل را از میان مردمی که در آن سرگردان بودند، می گیرم  و آنها را از هر طرف جمع می کنم و آنها را به سرزمین خود شان می رسانم و به یک قوم در آن کشور، در کوههای اسرائیل، تبدیل می کنم و یک پادشاه، شاه همه ی آنها خواهد بود و از این پس دو ملت نخواهند بود و از این پس هرگز به دو پادشاهی تقسیم نمی شوند. »(حزقیال ، 37: 19-22)

4- پیامبر دو عصا را با هم یکی کرد. این یک سمبل بود، "علامتی برای فرزندان". در آخرالزمان، برای قوم اسرائیل دو مسیح ظاهر خواهد شد : یکی از خاندان یوسف و دومی از خاندان داود. در این مورد گائون اهل ویلنا صراحتا صحبت می کند : "دو مسیح می آید، مسیحی از خاندان یوسف و مسیحی از خاندان داود".

( تفسیرهای گائون اهل ویلنا را ببینید برای

). « Tikunei Zohar Hadash »36a

در جای دیگری گائون توضیح می دهد که این دو مسیح با دو راه نجات نهایی مرتبط هستند که در موردشان در تلمود صحبت می شود. در تلمود کلام خدا خطاب به اشعیای نبی آمده : " و قوم تو، همه صالح هستند. ... کشور را برای همیشه به ارث می برند. من، خداوند، در زمان مقرر این کار را تسریع خواهم کرد. " (اشعیا، 61: 21-22)

در تلمود توضیح داده شده که در این کلمات اشاره ای به دو راه احتمالی نجات نهفته است. خدای متعال می گوید : "اگر عبرانیان[با اعمال صالح خود] شایستگی پیدا کنند، "من آن را تسریع خواهم کرد" و اگر شایسته نباشند، "در زمان مقرر" [نهایی] اتفاق می افتد." (سنهدرین ، 98-آ) گائون اهل ویلنا اشاره می کند که مسیح از خاندان یوسف مرتبط است با نجاتی که "تسریع شده" نامیده شده است. او زمانی آشکار می شود که لیاقت بنی اسرائیل زیاد باشد. اما مسیح از خاندان داود، مرتبط با نجاتی است که "در زمان مقرر" نامیده شده، حتی اگر بنی اسرائیل "شایسته نباشند". مسیح خاندان یوسف، نجات بدون رنج و مصیبت است، بر مبنای شایستگی ها، همانطور که نوشته شده " اگر شایستگی پیدا کنند، من آن را تسریع خواهم کرد". اما اگر شایسته نباشند، روند نجات فقط وابسته به مسیح خاندان داود خواهد بود و در آن صورت نجات با "درد زایمان" همراه است، با رنج و مصیبت.

5- بهترین راه نجات، بدون شک راه تسریع شده است. اما سناریوی دیگری نیز امکان پذیر است که درآن این دو مسیر با یکدیگر ترکیب می شوند. گائون اهل ویلنا معتقد است که حتی پس از ظهور مسیح خاندان یوسف، اقوام - فرزندان ادوم یا عیسو - قدرت خود را در جهان حفظ خواهند کرد و فقط هنگامی که زمان آن فرا رسد، که "زمان مقرر" نامیده شده، قوم عیسو با ارتش عظیم پادشاه گوگ (یاجوج) علیه خالق بیرون می آیند و به دست مسیح خاندان داود سقوط می کنند. نجات به روش تسریع شده، چنین است. اما اگر خدای نکرده، ما شایسته ی این نباشیم، فرصت مسیح خاندان یوسف از بین می رود.  در تلمود به صورت استعاری گفته می شود که او "خواهد مرد" و "مراسم عزاداری" برایش بر پا می شود (به سوکّاه، 52-آ  مراجعه کنید). در این صورت، ارتش گوگ بر مسیح خاندان یوسف غلبه خواهد نمود و او به قتل می رسد. یک نیروی دیگر لازم خواهد بود، یعنی اراده قدرتمند یهودا، که انقلابی معنوی را در قوم اسرائیل رقم خواهد زد. بعدا این انقلاب معنوی به همه ی اقوام گسترش می یابد، "از دوردستها خواهند شنید و خواهند آمد... و تاج سلطنتی را به خالق می بخشند".

6- ماهارال اهل پراگ تفاوت عمیق پادشاهی از خاندان یوسف و پادشاه خاندان داود را شرح می دهد.

ماهارال می گوید : "قوم اسرائیل شبیه یک انسان است که دارای دوازده اندام اصلی است. هر یک از این اندام ها با یکی از دوازده نشانه زودیاک و یکی از دوازده ماه سال مطابقت دارد. اما در بین این دوازده اندام، دو اندام هستند که جدا می شوند و بر بقیه حکومت می کنند و اینها سر و قلب هستند."

در مجموعه ی میدراش ها [به معنی تفسیرها، بخشی از تورات شفاهی] اثر ربی تنهوما گفته شده : "تعداد اسباط مطابق است با ساختار دنیا، 12 ساعت روز و 12 ساعت شب، 12 نشانه ی زودیاک و 12 ماه سال." (و یحی، 15)

[فصل "و یحی" فصل دوازدهم تورات از 54 فصل هفتگی است که اسفار خمسه به آنها تقسیم شده. نامش را از اولین عبارت گرفته : "و یعقوب زندگی می کرد ..." ]

در میدراش دیگری کلام خدا آمده : "من بر اساس تعداد دوازده قبیله، دوازده صورت فلکی را در آسمان ها خلق کردم." (گلچین شیمون، محبوب ترین گلچین میدراش ها، اشعیای نبی، 49، 470) در عین حال، متخصصان آموزه های مخفی تأکید می کنند که همه ی این "بخش ها" وحدتی را تشکیل می دهند، درست مانند دوازده اندام اصلی بدن انسان (دست راست و چپ ، کبد ، معده و غیره) که بدن انسان واحدی را تشکیل می دهند. به همین ترتیب قوم اسرائیل شبیه انسان واحدی است که دوازده اندام مختلف دارد. (Netzah Israel 80, 37)

در ضمن خاندان سلطنتی یهودا با "سر" تطبیق می کند و خاندان یوسف با "قلب". در انسان دو شاه حکومت می کند، عقل و قلب.  عقل بر تمام اندام های دیگر حاکم است، اما خود از آنها جدا شده و بالاتر از آنها است. بر خلاف آن، قلب در وسط بدن قرار دارد، از لحاظ خصوصیات به بدن نزدیکتر است و انگیزه های ارادی و تمایلات در آن بوجود می آیند. بعد از اینکه انگیزه ی ارادی ابراز شد، نوبت عقل فرا می رسد. عقل به میل ارادی شکل می دهد و روشن می کند که چگونه این خواسته می تواند تحقق یابد. بدین ترتیب، اقدام از قلب شروع می شود و به برکت عقل تمام می گردد. عقل تمایلات قلب را تحقق می بخشد.

زمانی هم که خدای متعال مسیح های خود را که قوم اسرائیل را از وضعیت تحقیرآمیز خود بیرون می آورند، می فرستد، اول نور مسیح خاندان یوسف آشکار می شود. در آن موقع بیداری قلب ها آغاز می شود، تمایلات و خواست های ارادی به سمت تعالی تغییر می کنند. اما اگر بیداری قلب ها بمیرد، مسیح خاندان یوسف مدتی طولانی با ما نخواهد بود. در تلمود گفته می شود که او "می میرد"، نورش خاموش می شود. اگر قلب های عبرانیان به سمت دیگری و به افق های دیگری متوجه باشند، او نمی تواند وجود داشته باشد. اما پس از اینکه نور مسیح خاندان یوسف خاموش شد هم امید باقی می ماند. بازهم امکان نجات از طریق بیداری عقل خواهد بود. نور عقل می تواند تأثیر داشته باشد، حتی اگر قلب اسیر خواسته های تاریک و شهوات باشد. این بیداری عقل قادر به ایجاد یک انقلاب است، برای تغییر وضعیت قوم از تاریکی به نور. ربی الیاهو دسلر هم درباره ی چنین نجات "دو مرحله ای" صحبت می کند : "ترتیب نجات آینده چنین است. در ابتدا مسیح خاندان یوسف ظاهر می شود که به بیداری احساسی قوم مربوط است. اما چنین بیداری ای ناپایدار است و مدت زیادی ادامه ندارد. برای همین وقتی که "زمان مقرر" برسد، بیداری قدرتمندی از بالا رخ خواهد داد. خداوند "پادشاهی وحشتناک مانند هامان" برپا خواهد کرد (سنهدرین ، 976) که قوم را به سمت توبه ی اجتناب ناپذیر سوق می دهد، همانطور که پیامبر می گوید (حزقیال ، 20: 32-33) : "آنچه شما فکر کرده اید نخواهد بود و آنچه شما گفته اید که "مثل سایر اقوام خواهیم بود". ... با یک بازوی محکم و عضله ای کشیده و خشمی که بیرون می ریزد، بر شما سلطنت خواهم کرد." در آن موقع است که فرزند داود ظاهر می شود (به امید آنکه سریعتر، در زمان ما اتفاق بیفتد).

http://www.beerot.ru/%D1%81%D1%82%D0%B0%D1%82%D1%8C%D0%B8/%D0%B5%D0%B2%D1%80%D0%B5%D0%B9%D1%81%D0%BA%D0%BE%D0%B5-%D0%BC%D0%B8%D1%80%D0%BE%D0%B2%D0%BE%D0%B7%D0%B7%D1%80%D0%B5%D0%BD%D0%B8%D0%B5/%D0%B2-%D0%BE%D0%B6%D0%B8%D0%B4%D0%B0%D0%BD%D0%B8%D0%B8-%D0%BC%D0%B0%D1%88%D0%B8%D0%B0%D1%85%D0%B0/%D0%BC%D0%B0%D1%88%D0%B8%D0%B0%D1%85-%D0%B8%D0%B7-%D1%80%D0%BE%D0%B4%D0%B0-%D0%B4%D0%B0%D0%B2%D0%B8%D0%B4%D0%B0-%D0%B8-%D0%BC%D0%B0%D1%88%D0%B8%D0%B0%D1%85-%D0%B8%D0%B7-%D1%80%D0%BE%D0%B4%D0%B0-%D0%B9/